محمد باقر سعيدى روشن

96

علوم قرآن ( فارسى )

چنان كه يحيى بن حمزه علوى ياد آور شده است ، سه تفسير در شرح مذهب صرفه وجود دارد : « 1 » الف ) سلب دواعى و انگيزهء كافى براى مبارزه با قرآن . ب ) فقدان علوم و آگاهى كافى براى مانند سازى قرآن ، خواه بگوئيم اساسا اين علوم براى نوع بشر فراهم نبوده است و خدا ايشان را بازداشته است كه آن را تحصيل كنند ، و يا بگوئيم اين آگاهيها وجود داشته است ، ليكن به هنگام معارضه با قرآن از وجود ايشان محو شده است . ج ) انگيزه براى مقابله با قرآن وجود داشته و آگاهى كافى هم جهت اجراى اين مقصود داشته‌اند ، ليكن در مرحله انجام ، خداوند به قدرت خويش آنان را منصرف ساخته و اراده ايشان را سست كرده است . ظاهر كلمات ابى اسحاق نظّام ، پيشواى معتزليان ( 231 ه ) و عيسى بن صبيح مزدار ملقب به راهب معتزله و مبدع اين فكر ، نشانگر آن است كه عقيده وى در صرفه همان سلب دواعى و سست كردن اراده دشمنان در مقابله سازى با قرآن است كه به قدرت الهى صورت پذيرفته است . همين ديدگاه را جاحظ معتزلى ( 255 ه ) شاگرد وى و ابى اسحاق اسفراينى ، اشعرى و ابن حزم اندلسى ظاهرى ، ابراز مىداشتند و ابو الحسن اشعرى ( 330 ه ) در مقالات الاسلاميين تصريح داشته و سيد شريف جرجانى شارح مواقف از سخنان نظّام برداشت نموده است . لكن تفكر سيد مرتضى و اصحاب وى در زمينه صرفه همان تفسير دوم ، يعنى فقدان دانش كافى در ميان بشريت جهت معارضه با قرآن بوده است . چنان كه ابن ميثم بحرانى ( 699 ه ) و تفتازانى همين معنا را از كلمات وى دريافت داشته‌اند . و از معاصران ، صادق رافعى و شهرستانى بدان تصريح كرده‌اند . « 2 »

--> ( 1 ) پيشين . ( 2 ) المعجزة الخالدة ، شهرستانى .